رشید بهبودف 
رشید بهبودف (Rashid Behbudov) متولد 1915 فرزند مجید یکی
از بزرگترین خوانندگان قرن بیستم در سرزمین های آذری زبان
محسوب میشود. شهرت اصلی او بخاطر اجرای ترانه های عاشقانه
بخصوص آنهایی که توسط توفیق قلیوفTofig Guliev)
تهیه شده است می باشد. شهرت او از زمانی آغاز شد
که نقش یک بازرگان ثروتمند را در نمایش موزیکال معروف آرشین
مال آلان (Arshin Mal Alan) بازی کرد. او به کشورهای زیادی از جمله ایران، انگلیس،
فنلاند، ترکیه، چین، بلغارستان، بلژیک،اتیوپی،هند،عراق، شیلی، آرژانتین و ... سفر کرد
و در هر کشور حداقل ترانه ای به آن زبان خواند بطوری که در مجموعه آثار او حدود 50 ترانه به
زبانی های غیر آذری و از جمله فارسی موجود است. فعالیت او در زمینه موسیقی محلی بقدری بود
که در سراسر ممالک آذری زبان نام رشید بهبودف همواره در کنار موسیقی فولک به میان می آید.
او در شهر تفلیس (گرجستان) بدنیا آمد و پس از فراگیری مقدمات موسیقی نزد پدر که او نیز خوانند
بزرگی بود، در ایروان (ارمنستان) در یک گروه موسیقی Jazz شروع به فعالیت کرد و در کنار آن در
ارکستر فیلارمونیک ایروان نقش خوانندگی را بعهده داشت. وی همچنین در سالهای 1938 تا 1944
خواننده بی همتای تنور در Opera House ایروان بود. همانند بسیاری دیگر از هنرمندان مردم دوست بود
و برای مصالح عموم کار میکرد. بعد از جنگ جهانی دوم بعنوان نماینده روسیه به مجارستان رفت تا در
کنفرانس دمکراسی جوانان در بوداپست شرکت کند، در آنجا علاوه بر نقش سفیر به اجرای قطعاتی در
ارتباط با موضوع کنفرانس پرداخت و جایزه بزرگ بین المللی نیز دریافت کرد. به این قطعه گوش کنید و
ببینید که چگونه احساس موسیقی Jazz با سبک خواندن خاص و تحریرهای بهبودف تلفیق شده است

بدلیل توانایی های بیش از حد در خوانندگی، دیگر ایروان توانایی پروش چنین
هنرمندی را نداشت این بود که در سال 1945 به آذربایجان رفت و در آنجا
فعالیت هنری خود را ادامه داد. در سالهای 46 تا 56 او سولیست
فیلارمونیک آذربایجان بود و همچنین طی سالهای53 تا 60 در
Azerbaijan State Opera همواره حرف آخر را میزد
. وی همچنین به فعالیت های آموزشی درState Concert Ensemble
بین سالهای 57-59 پرداخت و در سال 1966 مجموعه ای تحت عنوان
State Song Theater تاسیس کرد که امروزه به Behbudov Theater تغییر نام پیدا کرده است.
بهبودف انسان پر کاری بود از 8 صبح تا 8 شب، هر روز کار و تمرین میکرد. جالب هست که بدانید او
ادبیات بسیار قوی هم داشت و هنگام کار با شاعر و آهنگساز اگر احساس میکرد که کلام با موسیقی هم
خوانی نداردبه سلیقه خود پیشنهاد تغییر کلام را میداد که اغلب هم با آن موافقت میشد.
او پا فراتر از این هم میگذاشت و در بسیاری موارد ملودی قطعات را نیز به نظر خود تغییر میداد!
بارها و بارها اتفاق افتاده بود که شبها بدون لحظه ای خوابیدن برای تمرین و ساخت قطعات
اپرای بطور مدام کار کند. او علاقه بسیار زیادی به ترانه های عاشقانه و ترانه هایی داشت که در آن از
مهر و محبت صحبت میشود و به همین خاطر اغلب ترانه هایی که به زبان های خارجی اجرا کرد در این
دسته ازمحتوی بودند.
او علاوه بر اجرای ترانه های محلی کشورهای مختلف به زبان خودشان، بسیاری از کارهای
زیبای خودش را نیز به زبانهایی مانند فارسی، انگلیسی، روسی و ... ترجمه و اجرا کرد. وی همچنین
توانایی این را داشت که به راحتی به زبانهای انگلیسی، آلمانی و فرانسه صحبت کند و بسیاری نیز معتقد
بودند که او ترانه های روسی را بمراتب بهتر از خوانندگان روس اجرا میکند. شاید اگر ترانه Ana (مادر)
او را شنیده باشید با این صحبت ها زودتر هم عقیده شوید. گوش کنید :
ترانه زیبای ریحان با صدای رشید بهبودف
ترانه شاد لاله ها با صدای رشید بهبودف

او در سال 1973 درگذشت و در تمام مدت زندگی صدای خود را
آنچنان پرورش داد و از آن محافظت کرد که گویی همواره
صدایی در حد سن پختگی دارد
. وی چنان بدعتی در شیوه های جدید خوانندگی پاپ و اپرا بجای
گذاشت که امروزه بسیاری از خواننده های آذری زبان سعی در
تقلید از روشهای خوانندگی او میکنند. ترانه های زیبایی مانند لاله ها، مادر، کوچه ها، ریحان و ... که گوش
آشنای بسیار از ایرانی ها هست و به نوعی همواره جز موسیقی محلی آذری زبانان ایران هم محسوب
میشود، هرگز از خاطره ها نمی رود.
تار آذربایجانی
تعداد سیمها و نوع نواختن آن با تاری که در تهران نواخته میشود، متفاوت است. تار
آذربایجان یظاهرا حدود 150 سال پیش به وسیلهی شخصی به نام « صادق جان اسد اوغلی
» در منطقهی قره باغ به وجود آمده و این تار با تغییراتی که در آن داده شده به شکل امروزی
در آمده است. تار آذربایجانی دارای یازده سیم است که به ترتیب خاصی با حفظ فاصلهی
چهارم درست کوک میشود. از این یازده سیم یک سیم باس و چهار سیم دیگر به نام
جینگره یا سیم زنگ معروف است.
روی تمامی سیمها مضراب زده میشود اعم از سیمهای اصلی، سیم باس و چهار سیم
جینگره.تار آذربایجانی 22 پرده دارد. و وسعت آن در حدود دو اکتاو و نیم است.
درباره موسیقی «عاشقی» نظرات متفاوتی وجود دارد که در مجموع، بهترین مفهوم
آن عاشق به معنی مشتاق لقاء به «حق» است.در قدیم به عاشقها «اوزان» میگفتند
و ظاهرا کلمهی عاشق از دورهی صفویه مرسوم شده است. دورهای که رواج عاشقی بوده
و عاشقها از احترام ویژهای برخوردار بودهاند. در روایاتشفاهی، قدیمیترین
عاشق آذربایجان را «دده قرقود» مینامند که احتمالا هفتصد تا هشتصد سال پیش
میزیسته است. ( درفرهنگ آذربایجان عاشق به کسی گفته میشود که ساز بزند، آواز
بخواند و اشعار را فیالبداهه بسراید و دارای صفات و خصایل نیکو باشد.) موسیقی اصیل
عاشقی تنها با ساز «قرپوز» قابل اجرا است. این موسیقی دارای سیصد نغمه بوده است.
اما در باب ساز عاشق، سازی که عاشق با آن مینوازد. این ساز در قدیم دارای نه پرده بوده
که به مرور دارای چهارده، شانزده و بیست پرده شده است. در حالی که بسیاری از عاشقهای
قدیمی با سازهای نه پردهای مینوازند، «عدالت نصیباف» نوازندهی بزرگ ساز عاشقی
با ساز بیست پردهای مینوازد.
این ساز دارای نه سیم است که سه تا سه تا کوک میشود. برای تغییر کوک فقط سیمهای
ردیف وسط عوض میشود و دو ردیف بیرونی همیشه ثابت هستند. اخیرا از سازهای دوازده
سیمی نیزاستفاده میشود. سیمهای این نوع سازها در سه دستهی چهارتایی تنظیم میگردد.
موسيقی آذربايجان
مردم آذربايجان ، مردمی اصيل و هنرپروند. موسيقی جايگاه ويژه ای در دل همه و آنها، از روستايی و ايلياتی
گرفته تا شهرنشين دارد و روح تك تكشان با صدای سازوآواز و داستان سرايی عاشق ها پيوند خورده است و
از شنيدن آن در هر كجا كه باشند احساس غرور و شعف می كنند.
موسيقی عاشقی آذربايجان ، غنی ترين نمونه و ادبيات و فرهنگ شفاهی آذربايجان است . درباره و پيشينه و
اوزان ها و گوسان ها بايد گفت كه اوزان ها خنياگرانی بودند كه در گذر زمان خود را به چندين هنر از جمله
شاعری ، نوازندگی و آهنگسازی و داستان پردازی آراسته اند.
گوسان ها كه به نظر می رسد از نظر لفظ با اوزان ها، شباهت داشته باشد، در لغت ارمنی به معنای خواننده ،
نوازنده و دلقك به كار رفته است . اين داستان ها و ترانه های عاميانه از گذشته های دور، ميان عاشق ها
رواج داشته است . قديمی ترين منبعی كه از اوزان ها می توان نام برد، كتاب دده قورقود است .
اين كتاب قديمی ترين كتاب تركی تلفيقی از نظم و نثر به صورت داستان است و تاثير زيادی در سنت داستان
سرايی آذربايجان گذاشته است .
عاشق ساز می زند، نغمه و داستان می سرايد و با خواندن شعرهای حماسی ، احساسات پاك و انسانی و
آزاديخواهانه را در روح و جان مردم زنده می كند و در اغلب داستان های رمانتيك (افسانه ای )
مانند اصلی و كرم ، عاشيق غريب ، عاشيق امراه ، عباس و گولگز، عاشيق قربان و... قهرمان اصلی
داستان خود، عاشق است .جالب است كه يكی از اين داستان ها با مضمون دويدن
عاشق از پی معشوق و گريز معشوق و تغيير شكل يافتن او، در فرانسه هم معروف است و
sesohpromatemsednosnahc ناميده می شود كه ميسترال ، شاعر مشهور، دوباره آن را به نظم
درآورده است . نقل انواع شعرهای قطاری نيز در ميان عاشق ها مرسوم است و
بلندترين آنها شعری است كه در آن زندگی آدمی از روز تولد تا خانه و گور توصيف شده است .
عاشق ها از دل روستا و ايل و عشاير برخاسته اند و بيان كننده و افكار و آرزوهای مردم عادی اجتماع اند و
در واقع حرف دل آنها را می زنند. اصول كارشان ، بداهه نوازی است و معمولا_ آشنايی با نت و علم موسيقی
ندارند و نوازندگی و خوانندگی از پدرانشان سينه به سينه با گوش كردن و به خاطر سپردن به آنها رسيده
است . اما موسيقی آذربايجان تنها به اين دسته از عاشق ها محدود نمی شود بلكه موسيقی ملی و علمی
هم دارد وموسيقيدانان و آهنگسازان بسياری را در سطح جهانی مطرح كرده است .
تاريخچه آن به قرن 91 و خيلی پيش تر از آن می رسد اما از قرن 19 حيات ادبی و صنعت موسيقی آذربايجان
پيشرفت زيادی كرده است و در نتيجه و آشنايی نزديك با فرهنگ و تمدن كشورهای اروپای غربی ، علم و
هنر آن با مضمون و خصلتی شرقی شروع به رشد نمود. در جريان پيشرفت فرهنگ و ادبيات آذربايجان در
قرن 19، اسم و آوازه و تارزن هايی چون صادق جان ، خوانندگانی چون عبدالباقی و عاشق
هايی چون نجفقلی در گوشه و كنار قفقاز پيچيده وشهرت بسزايی كسب كرده بود.
تغييرات سياسی ، اجتماعی و ادبی قرن 19، در بسياری از شهرهای آذربايجان خودنمايی می كرد. يكی از اين
شهرها شوشا بود. آوازه و اين شهر به علت داشتن طبيعت زيبا و افسونگر و فرهنگ مترقی نه تنها در
آذربايجان بلكه در جاهای دورتر از آن نيز پيچيده بود . ادبيات و موسيقی اين شهر توجه سياحان ، اديبان و
موسيقی شناسان كشورهای اروپای غربی ، روسی و ساير ملل را جلب كرده بود. تابستان ها از گوشه و كنار
قفقاز، شعرا، نمايشنامه نويسان ، آهنگسازان و موسيقيدانان در آن جا جمع می شدند و در اجرای برنامه های
تئاتر، كنسرت و مجالس جشن و عروسی شركت می كردند.
شهر شوشا مسكن استعدادهای درخشانی در موسيقی و شعر بود و چهره هايی همچون قاسم بيگ داكر،
ميرمحسن نواب و ميرزاصادق اسداوغلو، نجف بيگ وزيراف ، خورشيدبانوناتوان و مشهدی جميل و... نه تنها
در آذربايجان بلكه در جاهای دورتر از آن نيز مشهور و شناخته شده بودند. در اين خصوص موسيقی شناس
مشهور و- دينوقرادوف برای موسيقی شهر شوشا كه از شهرهای باصفای قره باغ محسوب می شد ارزش
والايی قائل شده و می نويسد:تاريخ موسيقی آذربايجان به وسيله و هنرمندان شوشا خلق شده است
اين هنرمندان موسيقی خود را نه تنها در وطن خود بلكه در ساير ممالك خاوری شناسانده اند.
جا دارد از مجالس موسيقی - ادبی قرن 91 كه در شهر شوشا برپا می شد سخن به ميان آيد
در سال های 1910 - 1872 مجلس فراموشان و يا مجلس خاموشان به رهبری موسيقيدان معروف ميرحسن
نواب و همچنين در سال های 1897 - 1864 مجلس انس به رهبری شاعر معروف آذربايجان خورشيد
بانوناتوان فعاليت گسترده ای داشتند و در ترقی موسيقی آذربايجان نقش بسزايی را ايفا نمودند.
در سال 1921كنسرواتور به پيشنهاد حاجی بيكوف با هدف تحصيل اختصاصی موسيقی ، تربيت متخصصان
موسيقی اعم از نوازندگان اركستر، معلمان موسيقی ، خوانندگان و آهنگسازان و غيره تاسيس شد و در آن پنج
رشته پيانو، هنرهای آوائی ، نوازندگی اركستر، آهنگسازی و شعبه و موسيقی شرق شروع به فعاليت نمود. در
بهار 1922 كنسرواتور به صورت آموزشگاهی مستقل تكنيكوم موسيقی ترك تشكيل شد و مديريت آن به
حاجی بيكوف واگذار گرديد.
اين تكنيكوم در به وجود آمدن كادر موسيقی ملی نقش بزرگی ايفا كرد. در سال اول تعداد هنرجويان به هزار نفر
رسيده بود. خيلی از هنرجويان آذربايجانی بعدها موسيقيدانان برجسته ای شدند.
در اين سال ها هنرجويانی كه در كلاس تار تحصيل می كردند، تئوری موسيقی را ياد می گرفتند، با تاريخ
ادبيات موسيقی دنيا آشنا می شدند و در اركستر سازهای ملی شركت می كردند. در تكنيكوم برای اولين بار
برنامه و درس برای شعبه و سازهای ملی از طرف اوزيير حاجی بيكوف تعيين و تشكيل گرديد. اين برنامه ها
برای كلاس های تار، كمانچه و مقامات تكنيكوم موسيقی در نظر گرفته شده بود. در برنامه و كلاس های تار،
مشق های مخصوص نت ، مقامات ، گام ها و آثار آهنگسازان ، ترانه ها و رقص های آذربايجانی در نظر
گرفته شده بود. از وقايع مهم حيات تكنيكوم موسيقی ترك ، به نمايش گذاشته شدن كمدی موزيكال آرشين مال
آلان اثر اوزيير حاجی بيكوف با اشتراك هنرجويان در 22 ماه مه 1926 بود. اين اثر در محل اپرا و تئاتر
ميرزا فتحعلی آخونداف به تماشا گذاشته شد. اين گروه متشكل بود از هنرجويان رشته تار،
كه در كلاس حاجی بيكوف تحصيل می كردند.
بسياری از اين موسيقيدانان و آهنگسازان از جمله صادق جان ، حاجی بيكوف و... تغييراتی نيز در سازها و
دستگاه ها و گوشه های موسيقی دادند و سازها و دستگاه هايی خاص موسيقی آذربايجان به وجود آوردند. از
جمله ، تغييراتی كه ميرزا صادق جان در تار ايجاد كرد. اين شخص نوآور، برای اولين بار در شكل كاسه های
تار تغييراتی به وجود آورد، منظور وی از اين تغييرات تقويت صدای آن و همچنين نگاه داشتن و نواختن آن
روی سينه بوده است . صادق جان كاسه و تار را نسبتا_ عميق كند، از وزن آن كاست ، قطر كاسه و آن را
وسعت بخشيد و شكل كاسه و آن را به شكل بيضی درآورد. اين گونه تغييرات باعث به وجود آمدن دو كيفيت
تازه در تار شد. يكی اين كه باعث تقويت فيزيكی صدای تار شد و ديگر اين كه چون كاسه و بزرگ تار به
اندازه 100 ميليمتر از بالا به طرف عقب مايل بود، نواختن آن بر روی سينه امكان پذير نبود. در تار جديد با
ازميان برداشتن اين انحنا امكان بر روی سينه نواختن به وجود آمد و در نتيجه امكان بهتر نواختن آن عملی شد.
ميرزاصادق تغييراتی نيز در محل جفت شدن دسته با كاسه به وجود آورد، قبل از آن دسته و تار يكسره به
كاسه متصل می شد يا اين كه دسته به وسيله و تكه ای از آهن به كاسه بسته می شد، با اين حال در تار جديد كه
ميرزاصادق جان سيم های آن را زياد كرده بود به علت كثرت سيم ها ميان دسته و كاسه تار خميدگی ايجاد می
شد كه باعث ناموزون شدن صدای پرده های تار می شد. ميرزاصادق به خاطر رفع نقصی كه از كثرت سيم
ها ناشی می شد دسته و تار را در دسته و كوتاهی كه از خود كاسه بيرون می آمد، فرو برد و با آن جفت كرد.
ضمنا_ اين چوب از خميدگی مورد بحث جلوگيری می كرد. تا آن زمان در هيچ يك از آلات موسيقی مشرق
زمين اين كيفيت موجود نبود. تغييرات به عمل آمده در تار در عالم موسيقی شرق يك نوع نوآوری محسوب می
شد. ترتيب قرار گرفتن سيم ها، نقش بزرگی در صنعت موسيقی آذربايجان و مخصوصا_ در اجرای مقامات
ايفا كرده است . سيم های تازه ای كه صادق جان به تار اضافه كرده بود، سيم های زنگ بودند كه به سيم های
آليكوت معروف شدند.سيم های آليكوت در اجرای موسيقی حرفه ای و مقامات (دستگاه های )
آذری نقش مهمی دارند. هنگام اجرای ملودی ، از اين سيم ها در صورت
لزوم به طور هماهنگ استفاده می شود. در سال های بعد سعيد رستم اف آهنگساز آذربايجانی يك عده دستگاه
ها و مقام های ضربی را برای تار، كمانچه و بالابان و نيز اركستر آلات موسيقی ملی تنظيم كرد، اين مقام ها
عبارتند از: سه گاه زابل ، چهارگاه ، بيات شيراز، شور، همايون ، شوشتر و حيراتی و...
تاری كه صادق جان ساخت و توسعه داد، از نيمه دوم قرن نوزدهم از تركيبات مختلف گروه های آلات موسيقی
ملی جدا شد و با كمانچه ، قاوال (دف ) و خواننده كه دف را هم او می نواخت ، گروه ديگری تشكيل داد. اين
گروه نوازندگان خدمات بزرگی در ترقی موسيقی حرفه ای و ملی آذربايجان داشته و در تاريخ موسيقی با نام
نوازندگان سه نفری شناخته شده اند.
در اين گروه های سه نفری ، تار نقش رهبر را در نواختن مقام به عهده دارد و در هنگام نواختن مقام ،
راهنمای خواننده است و به گوشه ها و نفس های خواننده به موقع جواب می دهد و ملودی يا گوشه ای را كه
خواننده خواهد خواند به او يادآوری می كند و در حقيقت خواننده را به خواندن وا می دارد.
آوازه و اين گروه نوازندگان نه تنها در آذربايجان بلكه در خارج از مرزهای آن نيز پيچيده است . بينوقرادوف
، موسيقيدان مشهور در كتاب خود گروه های سه نفری را با گروه های نوازندگان اروپايی مقايسه می كند و
نشان می دهد كه در واقع نقش و اهميت آنها كمتر از گروه های نوازندگان درجه و يك اروپا نيست . گروه های
سه نفری تنها به نواختن ملودی اكتفا نكرده بلكه ضمن همراهی خواننده ، در جای خود از عناصر چند صدايی
هم استفاده می كنند.
از سازهايی كه در موسيقی آذربايجان استفاده می شود غير از كمانچه ، تار و دف كه قبلا_ به آنها اشاره شد
می توان قوپوز (كه ساز اصلی عاشق های آذربايجان شرقی است )، بالابان (كه شبيه به نی و آواز آن غمگين
است )، قارمان ، قاوال يا دف ، قره نی ، تنبك و رباب تركی (كه در همان ديار به كمانچه مشهور است )، را
نام برد و در اركسترهای موسيقی ملی علاوه بر اينها گاهی از پيانو، آكاردئون و قانون نيز استفاده می شود.
قانون ، سازی تخته ای و ذوزنقه ای شكل كه عمق آن در حدود چهار انگشت است . مفتول های زهی بر آن می
بندند و از هر سه وتر، يك آهنگ استخراج می شود و شباهتی به سنتور دارد. برای نواختن اين ساز به جای
مضراب ، دو انگشتانه فلزی كه در سبابه هر دست جای ناخن را می گيرد به كار می رود. وجود شيطانك
متحرك اين ساز و نرمی سازهای زهی ، قانون را برخلاف سنتور به كوك ثانوی نيازمند نمی سازد

|
موسیقی Jazz در آذربایجان شوروی، توسط ارکستر ملی State Popular Orchestra که به نام جز ملی (
State Jazz) نیز شهرت دارد پایه گذاری شد. این ارکستر که در سال 1938 توسط توفیق قلی اف (Tofig
Guliyev) و نیازی (Niyazi) به وجود آمد، که سازبندی آن شامل یک ترومبون، پنج ساکسوفون، سه ترومپت،
یک پیانو، یک گیتار و مجموعه سازهای کوبه ای (درامز و پرکاشن) بود.
گروه Jazz ملی هم به اجرای Jazz کلاسیک میپرداخت و هم به تجربیاتی در بداهه نوازی (Improvisations)، مقام (Mugam) و نیز موسیقی مودال (منظور موسیقی که بر پایه گامهایی غیر از مینور و ماژور معمول باشد) ملی آذربایجانی دست میزدند. بعنوان مثال پرویز رستم بایف (Parviz Rustambayov) نوازنده ساکسوفون، در اولین کنسرت Jazz ملی یک بداهه نوازی در مقام چهارگاه را اجرا کرد. به این کار ارکسترال از گارایف گوش کنید : جهانی دوم، رئوف حاجی بایف (Rauf Hajibayov) مدیریت گروه Jazz ملی را به عهده داشت اما در سالهای 1960-1950، دستگاه تبلیغات کمونیستی ضربه بزرگی به پیشرفت موسیقی Jazz آذربایجان وارد کرد. مقامات شوروی، جاز را به عنوان یک موسیقی اغواگر غربی عنوان کردند و اجرای آنرا ممنوع اعلام کردند. میدادند و سعی میکردند تا آنچه را شنیده اند اجرا کنند. در اواخر دهه 60، موسیقی Jazz، با راهنماییها و حمایتهای گارا گارایف (Gara Garayev)، نیازی، توفیق قلی اف و رئوف حاجی اف، زندگی دوباره ای آغاز کرد. این دوران شاهد ظهور گایا (Gaya)، گروه چهارنفری رفیق بابایف و پس از آن گروه واقف مصطفی زاده (Vagif Mustafazade) بود قسمتی از یکی از کارهای این گروه گوش کنید . به:
واقیف مصطفی زاده و توفیق قلی اف گارا گارایف که آهنگساز برجسته سبک کلاسیک بود به ساختن موسیقی Jazz نیز میپرداخت. از جمله آثار او
می توان به موسیقی برای The Bold Young Man of Gascony ، سه نوکتورن Nocturnes (قطعه
موسیقی محزون ، شاعرانه و شبانه) ، تعداد زیادی پرلود و ... نام برد. پرلود (Prelude) شماره 28 از او
قطعات ناب Classsic Jazz l می باشد و یکی از بهترین نوازندگان در این قطعات واقف مصطفی زاده است.
به قسمتی از این پرلود گوش کنید :
پرلود مقام، موسیقی سنتی آذربایجانی در واقع شامل بداهه نوازیهایی است که بر روی تم اصلی این موسیقی انجام میشود و نوازندگان آن هر یک به نوبه خود منحصر به فرد هستند زیرا هر کدام شیوه بداهه نوازی خاص خود را دارند. این بداهه نوازی آزادانه در واقع رابط اصلی بین موسیقی Jazz و مقام است. قابلیت تلفیق عناصر شرقی مقام با موسیقی غربی Jazz به این معنا است که Jazz میتواند در دنیای موسیقی شرق نیز موفق باشد. واقف مصطفی زاده در اواخر دهه 60 اولین مفسر مقام جز (jazz mugam) به شمار میرود. البته واضح است
که قبل از او بسیاری از موسیقی دانان به شباهت بین این دو نوع موسیقی پی برده بودند و بر پایه آن آثاری به
وجود آورده بودند. اما واقف مصطفی زاده اولین موسیقیدانی بود که مقام شرقی را در قالبی قابل درک، یعنی
قالب Jazz، به شنوندگان غربی و برعکس، موسیقی Jazz را به شنوندگان آذربایجانی در قالب آشنای مقام
معرفی نمود. این پیانیست، که سالها به آموختن ریزه کاریهای مشکل این دو موسیقی مشغول بود، بالاخره
شگفتی و تحسین بزرگان موسیقی غرب را برانگیخت و موجب جلب توجه جهانی به موسیقی مقام آذربایجان
شد. به گفته ویلیس کانوور (Willis Conover) منتقد مشهور جاز آمریکایی " واقف مصطفی زاده یک نوازنده
عالی است. او بهترین نوازنده پیانو تغزلی است که تا کنون به او گوش داده ام."
در سال 1969، با دعوت و اصرار رئوف حاجی اف، واقف از تفلیس به باکو بازگشت. او در ارکستر موسیقی ملی آذربایجان به کار مشغول شد و در کنار آن یک گروه سه نفری Jazz نیز تشکیل داده بود. در همین دوران یکی دیگر از موسیقیدانهای موفق آذربایجان، رفیق بابایف، در زمینه خوانندگی جاز مشغول فعالیت بود و در همین زمان گروه چهارنفری (کوارتت) آوازی گایا، به کار تنظیم و اجرای ترانه های فولکلوریک مشغول سال 79 وهنگام اجرای برنامه در اثر حمله قلبی و بابایف در سال 94 در یک آتش سوزی مهیب در مترو باکو درگذشتند. مصطفی زاده 39 سال و بابایف 58 ساله بودند. ![]() جودت حاجیف و پسرش جامعه فرهنگی آذربایجان همچنان به این دو نابغه موسیقی مدیون است. سبک موسیقی، تفکر موسیقایی و نوع
اجرای آنها در زمان خودشان به طور کامل درک نشد و وقایع سالهای 80 و 90 از جمله فروپاشی شوروی و
جنگ بین آذربایجان و ارمنستان بر موسیقی و فرهنگ آذربایجان تاثیرات منفی باقی گذاشت. البته مکتب ملی
Jazz که بالاخره توسط توفیق قلی اف، نیازی، گارا گارایف، رئوف حاجی اف و توفیق احمدف به وجود آمد،
همچنان برقرار است.
امروزه، نسل جدید نوازندگان Jazz آذربایجانی توانسته اند به انواع مختلف موسیقی مقام جاز را به سراسر دنیا معرفی کنند. عزیزا مصطفی زاده، شاگرد هنرستان ملی جاز و دختر واقف مصطفی زاده، سالها است که جاز آذزبایجان را در سراسر جهان به محبوبیت فراوانی رسانده است. |